گاهی باید بیرحم بود....
نه با دوست ٬ نه با دشمن ٬ که با خودت
و چه بزرگ میکندت آن سیلی که خودت میخوابانی بر صورتت ...گاهی !
و من امروز بزرگ شدم
بیدار شدم .خودم ٬غرورم ٬ و تمام حرفهایی که بارها به بهانه ی دوست داشتنت سرکوب شدند ٬
و دل از تمام خواب های بچه گانه ام بریده ام
با خیال راحت برو .دل تو به ماندن نیست ٬ من هم گدایی چشمانت را بلد نیستم!
برو از دنیای خیالاتی که از اول هم قرار نبود واقعی شوند.
من بزرگ شدم
و دارم میروم
و نذر کرده ام
که کوه شوم و پای همه ی سختی ها بایستم ٬ بدون هیچ اعتراضی...
خداحافظ...